استندهای دیجیتال در بسیاری از فروشگاهها، نمایشگاهها، مراکز تجاری، سازمانها و فضاهای خدماتی جای تابلوها و پوسترهای ثابت را گرفتهاند. اما ارزش واقعی این نمایشگرها فقط به کیفیت صفحهنمایش یا ظاهر بدنه محدود نمیشود. زمانی که تعداد استندها افزایش پیدا میکند یا محتوا باید چند بار در روز تغییر کند، نحوه مدیریت اطلاعات به یکی از مهمترین بخشهای سیستم تبدیل میشود.
در یک مجموعه کوچک شاید بتوان فایلهای جدید را با حافظه USB روی نمایشگر قرار داد؛ اما برای کسبوکاری که چند شعبه و چندین نمایشگر دارد، این روش نه سریع است و نه قابل مدیریت. در چنین شرایطی سیستم مدیریت محتوا یا CMS، اتصال شبکه و قابلیت کنترل از راه دور اهمیت پیدا میکنند.
مدیریت محتوای استند دیجیتال فقط پخش یک فایل نیست
یک استند دیجیتال را میتوان بخشی از یک سیستم Digital Signage در نظر گرفت. این سیستم معمولاً از نمایشگر، سختافزار پردازشی یا Media Player، سیستمعامل، شبکه و نرمافزار مدیریت محتوا تشکیل میشود.
در سادهترین حالت، استند یک تصویر یا ویدئو را بهصورت تکرارشونده پخش میکند. اما در سیستمهای پیشرفتهتر میتوان تعیین کرد هر محتوا در چه ساعت، تاریخ یا شعبهای نمایش داده شود.
برای مثال، یک فروشگاه میتواند صبح پیام خوشامدگویی، ظهر معرفی محصولات و عصر پیشنهادهای ویژه را روی همان نمایشگر پخش کند. در شعب مختلف نیز امکان تعریف Playlistهای مستقل وجود دارد.
بنابراین مدیریت استند دیجیتال از «پخش فایل» فراتر میرود و به مدیریت چرخه کامل تولید، انتشار، زمانبندی و بهروزرسانی محتوا تبدیل میشود.
CMS استند دیجیتال چیست؟
CMS مخفف Content Management System است و وظیفه آن مدیریت محتوایی است که روی یک یا چند نمایشگر منتشر میشود.
یک CMS مناسب معمولاً امکاناتی مانند آپلود تصویر و ویدئو، ایجاد Playlist، زمانبندی محتوا، دستهبندی نمایشگرها و تعیین سطح دسترسی کاربران را ارائه میدهد.
در سیستمهای تحت شبکه، مدیر محتوا لازم نیست کنار استند حضور داشته باشد. کافی است وارد پنل مدیریتی شود، فایل جدید را بارگذاری کند و مشخص کند محتوا روی کدام نمایشگر و در چه زمانی منتشر شود.
این قابلیت برای کسبوکارهایی که چند شعبه دارند اهمیت بیشتری پیدا میکند. بهجای ارسال فایل برای هر شعبه و اطمینان از اجرای دستی آن، مدیر مرکزی میتواند تمام نمایشگرها را از یک پنل کنترل کند.
در بعضی CMSها امکان مشاهده وضعیت دستگاه نیز وجود دارد؛ برای مثال میتوان مشخص کرد کدام استند آنلاین یا آفلاین است یا آخرین بهروزرسانی محتوا چه زمانی انجام شده است.
استند دیجیتال چگونه به شبکه متصل میشود؟
روش اتصال به شبکه به سختافزار داخلی استند و ساختار مجموعه بستگی دارد. دو روش رایج، اتصال از طریق Wi-Fi و Ethernet یا LAN است.
اتصال Wi-Fi برای محیطهایی که کابلکشی شبکه دشوار است انعطاف بیشتری ایجاد میکند. در مقابل، LAN معمولاً برای پروژههایی که به اتصال پایدار نیاز دارند گزینه قابلاتکاتری است.
در بعضی مجموعهها سیستم مدیریت محتوا روی شبکه داخلی سازمان اجرا میشود. این مدل که میتوان آن را Local CMS نامید، برای سازمانهایی مناسب است که نمیخواهند مدیریت نمایشگرها به اینترنت عمومی وابسته باشد.
مدل دیگر Cloud CMS است. در این حالت پنل مدیریت روی زیرساخت ابری قرار دارد و مدیر میتواند از مکانهای مختلف به سیستم دسترسی داشته باشد.
انتخاب میان این روشها به تعداد نمایشگرها، موقعیت شعب، سیاستهای امنیتی، کیفیت اینترنت و نوع محتوایی که قرار است منتشر شود بستگی دارد.
استند دیجیتال لمسی چه تفاوتی در مدیریت محتوا ایجاد میکند؟
در یک استند معمولی، ارتباط با کاربر عمدتاً یکطرفه است؛ نمایشگر محتوا را نمایش میدهد و مخاطب آن را مشاهده میکند.اما در استند دیجیتال لمسی کاربر میتواند مستقیماً با صفحه تعامل داشته باشد. همین موضوع ساختار محتوا را تغییر میدهد.
برای مثال، در یک فروشگاه کاربر میتواند دستهبندی محصولات را باز کند، مشخصات کالا را ببیند یا بین صفحات مختلف حرکت کند. در یک نمایشگاه نیز استند لمسی میتواند نقش کاتالوگ دیجیتال یا راهنمای سالن را داشته باشد.
در چنین سیستمهایی دیگر فقط Playlist مطرح نیست؛ طراحی رابط کاربری، ساختار صفحات، سرعت پاسخگویی نرمافزار و هماهنگی Touch با سیستمعامل نیز اهمیت پیدا میکنند.
اگر قرار باشد چند استند لمسی در شعب مختلف مدیریت شوند، بهروزرسانی نرمافزار و محتوا از راه دور میتواند هزینه نگهداری سیستم را به شکل محسوسی کاهش دهد.
کنترل از راه دور چه مزیتی برای چند شعبه دارد؟
فرض کنید یک برند ۲۰ شعبه دارد و در هر شعبه دو استند دیجیتال نصب شده است. اگر قرار باشد برای هر کمپین تبلیغاتی فایلها بهصورت دستی روی ۴۰ دستگاه تغییر کنند، حتی یک اصلاح ساده در محتوا میتواند زمانبر باشد.
مدیریت متمرکز این فرایند را تغییر میدهد. مدیر محتوا میتواند کمپین جدید را یکبار بارگذاری کرده و آن را برای گروه مشخصی از نمایشگرها منتشر کند.
همچنین میتوان شعب را دستهبندی کرد. برای مثال، شعب تهران یک Playlist و شعب شهرستان Playlist متفاوتی دریافت کنند.
از دیگر مزایای Remote Management میتوان به کاهش مراجعه حضوری، سرعت بیشتر در اصلاح محتوا، هماهنگی هویت بصری میان شعب و امکان اجرای همزمان کمپینها اشاره کرد.
این قابلیت در مناسبتها یا کمپینهایی که تاریخ شروع و پایان مشخص دارند اهمیت بیشتری پیدا میکند.
زمانبندی محتوا چگونه انجام میشود؟
یکی از کاربردیترین قابلیتهای CMS، Scheduling یا زمانبندی است. مدیر سیستم میتواند مشخص کند یک فایل از چه تاریخی فعال شود و چه زمانی از چرخه نمایش خارج شود. همچنین امکان تعریف برنامه براساس ساعت روز وجود دارد.
برای مثال:
صبحها میتوان پیام خوشامدگویی نمایش داد.
در ساعات پرتردد، محتوای تبلیغاتی اصلی پخش شود.
در ساعات پایانی روز، پیشنهادهای ویژه یا اطلاعیههای خدماتی نمایش داده شوند.
برای مناسبتهایی مانند نوروز یا جشنوارههای فصلی نیز میتوان محتوا را از قبل بارگذاری کرد و تاریخ انتشار و توقف آن را مشخص کرد.
این روش احتمال نمایش اشتباه تبلیغات قدیمی یا کمپینهای منقضیشده را کاهش میدهد.
امنیت سیستم مدیریت محتوا چرا مهم است؟
هر سیستمی که از طریق شبکه مدیریت شود باید از نظر سطح دسترسی نیز طراحی مناسبی داشته باشد. همه کاربران نباید اجازه تغییر تمام محتوا یا تنظیمات سیستم را داشته باشند. یک CMS حرفهای بهتر است امکان تعریف Roleهای مختلف مانند مدیر سیستم، مدیر محتوا یا کاربر شعبه را ارائه دهد.
استفاده از رمز عبور مناسب، محدود کردن دسترسی غیرضروری و بهروزرسانی نرمافزار از موارد پایه محسوب میشوند. در پروژههایی که نمایشگر به شبکه سازمانی متصل است، تفکیک دسترسی نمایشگرها از بخشهای حساس شبکه نیز باید مورد توجه قرار گیرد.
امنیت در Digital Signage فقط به جلوگیری از هک محدود نیست؛ جلوگیری از حذف اشتباه محتوا، تغییر غیرمجاز Playlist و دسترسی کاربران نامرتبط نیز بخشی از مدیریت صحیح سیستم است.
هنگام انتخاب CMS چه مشخصاتی مهم است؟
نوع نرمافزار مدیریت محتوا باید با مقیاس پروژه هماهنگ باشد. برای یک نمایشگر مستقل شاید یک سیستم پیچیده Cloud-based ضرورتی نداشته باشد، اما برای دهها نمایشگر در شعب مختلف، امکانات مدیریت مرکزی اهمیت زیادی پیدا میکند.
مواردی که هنگام ارزیابی CMS باید بررسی شوند شامل این موارد هستند:
- امکان مدیریت چند نمایشگر از یک پنل
- پشتیبانی از تصویر، ویدئو و فرمتهای مورد نیاز
- ایجاد Playlist
- زمانبندی محتوا
- گروهبندی نمایشگرها
- تعریف سطح دسترسی کاربران
- امکان بررسی وضعیت آنلاین دستگاهها
- سازگاری با سختافزار و سیستمعامل
- امکان بهروزرسانی و توسعه در آینده
در پروژههای حرفهای بهتر است سختافزار، نرمافزار و روش اتصال به شبکه از ابتدا بهصورت یک سیستم واحد دیده شوند. مجموعههایی مانند صنایع الکترونیک پارسه نیز در طراحی استندهای دیجیتال میتوانند نوع نمایشگر، ساختار سختافزاری و شیوه مدیریت محتوا را براساس کاربرد پروژه در نظر بگیرند.
آیا همه استندهای دیجیتال به CMS نیاز دارند؟
خیر. پیچیدهتر کردن سیستم همیشه به معنی بهتر شدن آن نیست. اگر یک استند مستقل در یک فروشگاه نصب شده و محتوای آن فقط هر چند ماه یکبار تغییر میکند، ممکن است پخش Local از طریق حافظه داخلی یا USB کافی باشد.
اما شرایط زمانی تغییر میکند که تعداد نمایشگرها افزایش پیدا کند، چند شعبه وجود داشته باشد یا محتوای تبلیغاتی مرتباً بهروزرسانی شود.
در این شرایط CMS و مدیریت از راه دور علاوه بر افزایش سرعت، احتمال خطای انسانی را نیز کاهش میدهند. بنابراین تصمیمگیری باید براساس تعداد نمایشگرها، دفعات تغییر محتوا، محل نصب و مدل مدیریتی کسبوکار انجام شود.
جمعبندی
استند دیجیتال فقط یک نمایشگر بزرگ برای پخش تبلیغات نیست. در پروژههایی که مدیریت چند نمایشگر، تغییر مداوم محتوا یا هماهنگی میان شعب اهمیت دارد، CMS و اتصال شبکه بخش مهمی از زیرساخت سیستم محسوب میشوند.
یک ساختار مناسب میتواند امکان مدیریت متمرکز، زمانبندی محتوا، کنترل چند نمایشگر و بهروزرسانی از راه دور را فراهم کند. در استندهای لمسی نیز این معماری با نرمافزار تعاملی و رابط کاربری ترکیب میشود.
در نهایت، انتخاب میان پخش محلی، CMS داخلی یا سیستم Cloud باید براساس نیاز واقعی پروژه انجام شود. هرچه تعداد نمایشگرها و دفعات تغییر محتوا بیشتر باشد، مزیت مدیریت متمرکز نیز بیشتر خواهد شد.
سیارهی آیتی