لینوکس مینت احتمالاً یکی از پرطرفدارترین توزیعهای لینوکس برای افرادی است که قصد دارند از ویندوز مهاجرت کنند و دلیل خوبی هم برای این محبوبیت وجود دارد. کار با آن برای کاربران تازهکار ساده است، اگر از ویندوز ۷ یا ویندوز ۱۰ آمده باشید، ظاهر و چیدمان آن برایتان آشنا به نظر میرسد و بهطور پیشفرض مجموعهای از برنامههای گرافیکی را در اختیار شما قرار میدهد؛ بنابراین بهندرت مجبور میشوید سراغ ترمینال بروید. من هم شخصاً از لینوکس مینت استفاده کردهام، آن را به افراد زیادی پیشنهاد دادهام و بعضی از آنها واقعاً از ویندوز به لینوکس مهاجرت کردهاند. بااینحال، افرادی هم بودند که مرتب به من میگفتند مینت اصلاً شبیه ویندوز نیست.
واکنش اولیه من این بود که احتمالاً آنها فرصت کافی به لینوکس مینت ندادهاند. بنابراین با یکی از دوستانم که در کار با مینت مشکل داشت، مدتی کار کردم و نحوه استفاده واقعی او از سیستم را زیر نظر گرفتم. در نهایت به این نتیجه رسیدم که حق با او بوده است. لینوکس مینت واقعاً جایگزین کاملی برای ویندوز نیست. در ادامهی این مقالهی سیارهی آیتی، سه مشکل اصلی را بررسی میکنیم که هنگام استفاده از لینوکس مینت با ذهنیت و روش کار ویندوزی، بیشتر از همه خودشان را نشان میدهند.
نصب برنامهها همیشه ساده و سرراست نیست
البته این موضوع تا حد زیادی به برنامهای که نصب میکنید بستگی دارد
در ویندوز، نصب یک برنامه معمولاً روال مشخص و آشنایی دارد: برنامه موردنظر را پیدا میکنید، وارد وبسایت آن میشوید، فایل EXE را دانلود میکنید، آن را اجرا میکنید، چند مرحله از نصب را پشتسر میگذارید و تمام؛ برنامه روی کامپیوتر شما نصب میشود. لزوماً نمیتوان گفت این روش، روش «بهتری» برای نصب نرمافزار است، اما میلیونها کاربر سالهاست به همین فرایند عادت کردهاند. متأسفانه لینوکس مینت و در واقع تقریباً تمام توزیعهای لینوکس، رویکرد متفاوتی دارند.
در لینوکس، هر توزیع معمولاً مخزن نرمافزاری رسمی خودش را دارد. میتوانید برنامهها را از طریق Software Manager، که تا حدی شبیه فروشگاه برنامه در گوشی است، یا از طریق ترمینال نصب کنید. همینجا اولین تفاوت مهم خودش را نشان میدهد.
مشکل بعدی زمانی ایجاد میشود که بخواهید برنامهای را نصب کنید که در مخزن رسمی توزیع شما وجود ندارد. در چنین شرایطی ممکن است ابتدا مجبور شوید یک مخزن شخص ثالث به سیستم اضافه کنید. به عنوان مثال، در توزیعهای مبتنی بر اوبونتو مانند لینوکس مینت، برای نصب بعضی از برنامهها ممکن است لازم باشد ابتدا یک PPA یا Personal Package Archive اضافه کنید.
موضوع دیگری که باید با آن آشنا شوید، مفهوم کاملاً متفاوت فرمتهای بسته نرمافزاری است. در لینوکس مینت، فرمت بسته پیشفرض .deb است. بااینحال، بعضی از برنامهها بهصورت Snap و برخی دیگر بهصورت Flatpak عرضه میشوند. برای نصب نرمافزارهایی با این فرمتها، ممکن است ابتدا لازم باشد پشتیبانی مربوط به آنها را فعال یا نصب کنید.
هیچکدام از این کارها واقعاً دشوار نیستند، اما برای کاربری که فقط میخواهد یک فایل اجرایی را دانلود کند، روی آن دوبار کلیک کند و برنامه را اجرا کند، این فرایند کاملاً متفاوت و در بسیاری از موارد ناآشناست. به همین دلیل، نصب نرمافزار در لینوکس میتواند برای کاربران تازهوارد کمی پیچیدهتر از چیزی باشد که در ویندوز به آن عادت کردهاند.
ابزارهای گرافیکی مناسبی برای عیبیابی وجود ندارد
عیبیابی همان جایی است که مینت دیگر سعی نمیکند شبیه ویندوز باشد
وقتی کامپیوترتان درست کار نمیکند، همین موضوع بهتنهایی میتواند استرسزا باشد. آخرین چیزی که بیشتر کاربران میخواهند انجام دهند این است که ترمینال را باز کنند و شروع به وارد کردن دستورهایی کنند که بیشتر شبیه کد به نظر میرسند. بااینحال، در لینوکس زمانی که مشکلی پیش میآید، اغلب دقیقاً مجبور به انجام همین کار هستید.
لینوکس مینت مجموعه خوبی از ابزارهای گرافیکی را برای استفاده روزمره در اختیار شما قرار میدهد، اما وضعیت ابزارهای عیبیابی لینوکس همیشه به همین خوبی نیست. اگر بخواهید پردازشهای مشکلساز را شناسایی کنید، گزارشهای سیستم را بررسی کنید یا وضعیت سلامت SSD را بسنجید، در بسیاری از موارد در نهایت باید سراغ خط فرمان بروید.
برای یک کاربر معمولی، این موضوع دو مشکل را همزمان ایجاد میکند: نهتنها روند معمول کار او مختل میشود، بلکه اصلیترین روش برای پیدا کردن علت مشکل نیز استفاده از همان ترمینال نسبتاً ترسناک است.
در مقابل، ویندوز مجموعه قابلتوجهی از ابزارهای گرافیکی عیبیابی داخلی و شخص ثالث دارد. البته قرار نیست وانمود کنم رابط کاربری این ابزارها همیشه عالی است؛ بسیاری از تنظیمات و ابزارهای تشخیصی ویندوز پشت منوهای نهچندان واضح پنهان شدهاند. اما دستکم با استفاده از رابط کاربری گرافیکی یا GUI میتوانید بین منوها جابهجا شوید، گزینههای مختلف را بررسی کنید و معمولاً چیزی را که به دنبالش هستید پیدا کنید.
در ترمینال، خبری از کلیک کردن روی گزینهها نیست. باید دقیقاً بدانید چه دستوری را اجرا کنید و اگر دستور را اشتباه وارد کنید، معمولاً به جای یک راهنمای مفید با یک پیام خطا مواجه خواهید شد. علاوه بر این، مقدار قابلتوجهی مطالعه هم لازم است. اگر دستورهای موردنیاز را حفظ نباشید، احتمالاً باید بین مستندات و راهنماهای مختلف جستوجو کنید تا متوجه شوید دقیقاً چه کاری باید انجام دهید.
البته عیبیابی ذاتاً کاری فنی است، اما لینوکس این فرایند را کمی فنیتر از حد لازم میکند؛ بهخصوص برای کاربرانی که دانش فنی زیادی ندارند.
راهنماهای آنلاین ابزارهای گرافیکی را نادیده میگیرند
فاصله بین «مناسب برای تازهکارها» و «راهنمای مناسب برای تازهکارها» واقعاً وجود دارد
شما لینوکس مینت را انتخاب میکنید چون برای کاربران تازهکار مناسب است. این سیستم تقریباً برای هر کاری برنامههای گرافیکی در اختیار شما قرار میدهد و واقعاً میتوانید کارهای روزمره خود را بدون یادگیری ترمینال انجام دهید. اما درست زمانی که بخواهید از کارهای پایه فراتر بروید، سیستم را شخصیسازی کنید یا مشکلی را برطرف کنید، احتمالاً به سراغ یک راهنمای اینترنتی میروید یا در انجمنها درخواست کمک میکنید. اینجاست که متوجه میشوید تقریباً تمام راهنماهایی که پیدا میکنید، از ترمینال شروع میشوند.
راهنمای معمول لینوکس مجموعهای از دستورها را در اختیارتان قرار میدهد تا آنها را کپی و Paste کنید. این راهنماها بهندرت توضیح میدهند که اگر ابزار گرافیکی مناسبی وجود داشته باشد، چگونه میتوان همان کار را از طریق رابط گرافیکی انجام داد و تقریباً هیچوقت هم اسکرینشاتی برای نمایش مراحل کار ارائه نمیکنند. در مقایسه با آموزشهای معمول ویندوز، چنین راهنماهایی برای یک کاربر تازهکار بسیار کمتر قابلفهم هستند.
البته بعد از سالها استفاده از لینوکس، دلیل این موضوع را بهخوبی درک میکنم. اگر قرار باشد برای ویندوز یک راهنما بنویسم، احتمالاً دهها اسکرینشات، فلش، علامتگذاری و دستورالعمل مرحلهبهمرحله اضافه میکنم تا دقیقاً مشخص شود کاربر باید روی چه چیزی و با چه ترتیبی کلیک کند؛ چون در ویندوز این کار ضروری است.
اما در لینوکس، اغلب میتوانم همان کار را با یک دستور انجام دهم. این روش برای نویسنده راهنما بسیار سریعتر و کارآمدتر است.
بااینحال، این افزایش بهرهوری برای نویسنده، هزینهای برای خواننده دارد؛ بهخصوص اگر خواننده تازه با لینوکس آشنا شده باشد. توصیه معمول این است که هرگز دستورهایی را که در اینترنت پیدا میکنید، بدون اطلاع از عملکردشان بهصورت کورکورانه اجرا نکنید. ممکن است کسی قصد شوخی یا خرابکاری داشته باشد یا حتی یک دستور مخرب در اختیار شما قرار دهد. بعضی دستورهای لینوکس میتوانند آسیب جدی به سیستم وارد کنند.
در نتیجه، انتظار میرود قبل از اجرای هر دستور، بدانید دقیقاً چه کاری انجام میدهد و ساختار دستوری آن چگونه است.
به همین دلیل، در ویندوز بسیار سادهتر است که یک آموزش را سریع مرور کنید و تشخیص دهید آیا معتبر و قابلاعتماد به نظر میرسد یا نه. در لینوکس، تشخیص چنین موضوعی اغلب به دانش فنی نیاز دارد؛ دانشی که یک کاربر تازهوارد هنوز به آن دست پیدا نکرده است.
لینوکس مینت شبیه ویندوز است، اما کلون ویندوز نیست
مشکل اصلی در اینجا به تفاوت انتظارات مربوط میشود. لینوکس مینت و در واقع هر توزیع لینوکس دیگری، یک سیستمعامل متفاوت است. بنابراین قرار نیست در تمام بخشها دقیقاً با همان روش کاری ویندوز مطابقت داشته باشد. شما که قرار نیست از ویندوز به macOS مهاجرت کنید و انتظار داشته باشید همهچیز دقیقاً مانند ویندوز کار کند، درست است؟
بااینحال، مهاجرت از ویندوز به macOS میتواند کمی شوکهکننده باشد؛ همین موضوع درباره اوبونتو و بیشتر توزیعهای لینوکس هم صدق میکند. در مقایسه با آنها، لینوکس مینت انتقال از ویندوز را بسیار سادهتر میکند.
لینوکس مینت با استفاده از محیط دسکتاپ Cinnamon، چیدمانی آشنا را در کنار مجموعهای مناسب از برنامههای گرافیکی و گزینههای مختلف برای شخصیسازی ارائه میدهد.
همین موضوع باعث شده است مینت برای کاربران ویندوز گزینهای بسیار مناسب برای شروع باشد و به همین دلیل هم تا این اندازه پیشنهاد میشود. ظاهر و نحوه کار آن بهاندازهای آشناست که میتوانید بدون ایجاد اختلال جدی در کارهای روزمره، استفاده از آن را شروع کنید.
بااینحال، اگر میخواهید بیشترین بهره را از این سیستمعامل ببرید، همچنان باید برای یادگیری نحوه کار با آن زمان بگذارید؛ درست همانطور که زمانی مجبور بودید کار با ویندوز را یاد بگیرید.
سیارهی آیتی





